Iranian Society for Supporting Individual with Gender Identity Disorder

7/1/1387
شیطنت های پیرامون ما
 

سال هاست که در جهان و در کشور ما موضوع بیماران اختلال هویت جنسی شناخته شده است.این که این افراد نیاز به کمک دارند نیز بر کسی پوشیده نیست. در سالیان اخیر و به خصوص بعد از فتاوی برخی از علما و اظهار نظر کارشناسان متخصص ایرانی و قانونمند شدن عمل جراحی تغییر جنسیت در گروهی از بیماران که به تایید متخصصین رسیده ؛ برخی از رسانه های غربی تلاش می کنند تا به مخاطبین خود اینطور القاء کنند که در ایران به افراد همجنس گرا اجازه عمل جراحی تغییر جنسیت می دهند!! اینان با سانسور مطالبی که از کارشناسان متخصص می شنوند و با نادیده گرفتن تمامی اقداماتی که در کمیسیون های تخصصی سازمان پزشکی قانونی صورت می گیرد تا افرادی که دچار انحرافات جنسی هستند و یا هر گونه بیماری روانی که با نشانه های اختلال در احساس هویت جنسی بروز کرده در مورد آنان تشخیص داده می شود از افراد د چار اختلال هویت جنسی متمایز شده و با تمهیدات درمانی مناسب پیگیری شوند ؛ تلاش می کنند تا با زیر سوال بردن اقدامات علمی و تخصصی و صرفا در جهت اهداف خصمانه خود با ارائه گزارش های غیر وافعی می خواهند یکی از اقدامات علمی و تخصصی سیستم قضایی ما را نادیده بگیرند.تاکید ما این است که " اختلال هویت جنسی ؛ به هیچ وجه نوعی انحراف جنسی نیست. اینان دچار نوعی اختلال در احساس هویت جنسی خود هستند ونیاز به کمک دارند. درمان آنان لزوما عمل جراحی نیست مگر آن که تمام اقدامات تشخیصی و درمانی انجام شده این اقدام را آخرین راه چاره معرفی کند." امیدواریم این موضوع را بفهمند؛هرچند که فهمیده اند ولی خود را به نفهمی زده اند تا به مقاصد موذیانه خود دست یابند..

--------------------------------------------
6/1/1387
نشستی با حجت الاسلام کریمی نیا
 

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی مبانی فقهی و حقوقی تغییرجنسیت
حجت الاسلام دکترمحمدمهدی کریمی نیا

آقای کریمی: موضوعی که باعزیزان درمیان خواهیم گذاشت،بررسی فقهی وحقوقی تغییرجنسیت است. البته این بحث بایک جلسه وبایک ساعت صحبت کردن تمام نمی شود .به طورخلاصه سعی می کنیم دورنمایی ازبحث تغییرجنسیت راخدمت شماعزیزان بیان کنیم.
1-رویکردمثبت فقیهان شیعه دربحث تغییرجنسیت :
اطلاع داریدکه باپیشرفت علم ودانش یک سری مسائل جدیدونوپیدامطرح شده است که لازم است فقها پاسخ مناسب برای آن مسائل بیان کنند.یکی ازجمله آن، مساله تغییرجنسیت هست که فقهای مااین بحث رادرضمن مسائل مستحدثه یامسائل جدیده مطرح می کنند.خوشیختانه این بحث یعنی تغییرجنسیت به خوبی ازسوی فقهاومجتهدین ماشناخته شده وحول وحوش آن پرسش ها وپاسخ های فراوانی راداریم. عدهای ازفقهای معاصردراین زمینه مقاله نوشته اندوشایدحدود 150 استفتای فقهی ازحدود25 فقیه ومجتهددراین زمینه دراختیارداریم.شایدگفته شودبحث وبررسی تغییرجنسیت ضرورتی ندارد.مگرچه مقدارتغییرجنسیت صورت می گیردواساسانیازی نیست که مادراین ارتباط گفت وگوکنیم .محض اطلاع شماعزیزان عرض می کنم که درایران حدودپانصدتغییرجنسیت انجام شده است وبعضی ازپزشکان می گویندکه هرهفته یک نفرتغییرجنسیت می دهد،یامرداست که تبدیل به زن می شودوبالعکس.علاوه براین،ده هاعمل تغییرجنسیت درکشورهای مختلف،اعم ازمسلمان یاغیرمسلمان انجام شده است وحول وحوش این مساله،ده هاپرسش فقهی وحقوقی مطرح است .
فقهای شیعه بارویکردبسیارمثبت برخوردکردند.سعی کردندجوانب این مساله رابشناسندوپاسخ مناسب باآن را مطرح کنند، واین درحالی است که فقهاوحقوقدانان اهل سنت دراین زمینه هیچ بحث فقهی مطرح نکردند.تاآنجائی که من تحقیق ومطالعه کردم فقط دوسه نفرازحقوقدانان ویک نفرازفقهای معروف اهل سنت دراین باره اظهارنظرکرده واین عمل ازنظرآنان حرام است،اماازآثارفقهی وحقوقی این مساله هیچ بحثی مطرح نکرده اند.
همین طورکلیسای مسیحی تغییرجنسیت راحرام اعلام کرده است.البته تعدادی ازفقهای شیعه مخالفندوتعدادی با تغییرجنسیت موافق هستند.چه ماموافق این مساله باشیم وچه مخالف؛چه به حرمت معتقدباشیم وچه به جواز،درهرحال پرسش های فراوانی دراین ارتباط مطرح است.فرض کنیم که کسی این حرام رامرتکب شدولی بعدازآن پرسش هایی مطرح است که وضعیت این شخص چگونه است.
2-پرسش های فرارو:
پرسش هایی که اینجامطرح است فراوان است که من فقط به چندنمونه آن اشاره می کنم.مهمترین پرسشی که معمولا سوال می کنندبحث جوازیاعدم جوازتغییرجنسیت است.
شمااگرکتاب های استفتا ئات مراجع بزرگ راملاحظه بفرماییدمعمولا اولین پرسش واولین مساله این است کخ آیا تغییرجنسیت جایزهست یانه؟ بعددرارتباط باهمین مساله پرسش می شودکه اگرزن بخواهد تغییرجنسیت بدهدآیالازم است که حتما ازشوهرش کسب اجازه کندیانه؟دررابطه باتغییرجنسیت فرزندان تکلیف چیست؟اگرتغییرجنسیت صورت بگیردوضعیت ازدواج چگونه خواهدبود؟آیاازدواج همچنان برقرارهست؟یامی گوییدازدواج منحل شده وازبین رفته است؟یامی گوییدکه بایستی بین آنهاطلاق جاری شود؟ اگربه واسطه این تغییرجنسیت ازدواج منحل شده وازبین رود، وضعیت مهریه چگونه خواهدبود؟ آیازن بعدازتغییرجنسیت مستحق مهریه هست یانه؟وضعیت نفقه که برای زوجه هست بعدازتغییرجنسیت چگونه خواهدبود؟ اگرزوجه تغییرجنسیت بدهدیازوج تغییرجنسیت بدهدآیانفقه همچنان ثابت است یااین که ازبین می رود؟
یکی ازمسائل موردبحث ارث است. اگرکسی تغییرجنسیت بدهدآیابراساس جنسیت فعلی اش سهم الارث دریافت میکندیابراساس جنسیت سابقش. ولایت وسرپرستی فرزندان پس ازتغییرجنسیت چگونه خواهدبود؟اگرپدری تغییرجنسیت بدهدآیاولایت یاسرپرستی فرزندانش ازبین می رودیاهمچنان نسبت به فرزندانش حق ولایت وسرپرستی دارد؟اگرحضانت فرزندان به پدریامادرسپرده شده باشدوآن شخص تغییرجنسیت بدهدوضعیت چگونه خواهدبودآیااین حق ازبین می رودیاهمچنان برای آن شخص حق حضانت وجوددارد؟وده هاپرسشی که دراین ارتباط مطرح است وتعدادی ازفقهای بزرگ مامثل مرحوم امام راحل این بحث رادرتحریرالوسیله مطرح کرده اند.
توجه داریدکه این بحثی که مامطرح می کنیم بابحث دوجنسی ها تفاوت دارد.
3-بحث دوجنسی ها وتشبه مرد به زن:
تاریخ1400 ساله فقه مانشان می دهدکه ازگذشته افرادی وجودداشتندکه به عنوان «خنثی» شناخته می شدندکه امروزه به « دوجنسی» تعبیرمی کنندوگاهی اوقات این افرادبه امام (ع) مراجعه می کردندوازامام می خواستند که تکلیف اورا ازلحاظ جنسیت معین کند: آیا مرد است یا زن؟ وامام هم با توجه به علائم، تکلیف اوراروشن میکرد و می فرمود مثلا شما مرد هستید یا زن. این بحث با تغییرجنسیت فرق می کند. در واقع امام (ع) تعیین جنسیت می فرمود ویک شخص دوجنسی رابه یکی ازدوجنس مرد یازن ملحق می فرمود.این بحث درطول تاریخ مطرح است ودرکتبب های فقهی ماهم به خوبی این مباحث مطرح شده است.
همچنین درمباحث فقهی مابحث تشبه مردبه زن یازن به مردمطرح است.بعضی ازمردهاخودشان راازلحاظ لباس یاصورت وامثالهم شبیه به زن می کنندوبالعکس بعضی اززن ها خودشان راشبیه مردهامی کنندکه این بحث درفقه ماتحت عنوان «تشبه» مطرح شده است که پیامبرخدا(ص)این گروه ازافرادراموردلعن قرارداده است .
مادرموردتغییرجنسیت صحبت می کنیم که البته یک مقدارازآن مربوط به این دوجنسی هاخواهدبودولی هیچ ارتباطی به بحث تشبه ندارد.تغییرجنسیت یکی ازمسائل جدیدهست که به کمک جراحی های نوین وپیشرفته به وجودمی آید.برای این که این بحث بیش ترروشن شود مناسب می بینم که یک تاریخچه اجمالی ازبحث تغییرجنسیت رامطرح کنم.
4-تاریخچه تغییرجنسیت:
براساس اسنادومدارک موجوداولین تغییرجنسیت درایران درسال1309 شمسی اتفاق افتادکه دکتری به نام دکترخلعتبری پسرهیجده ساله ای راباعمل جراحی به دخترتبدیل کردواین شخص بارضایت کامل خواهان تغییرجنسیت شد. وبعدازتغییرجنسیت نام کبری رابرای خودش انتخاب کرد.این مساله در آن زمان سروصدای زیادی را ایجادکرد وعلت آن هم به خاطراین بودکه یک مردی که کلملا سالم بود، ولی ازنظرروحی خودش رازن می دانست، تغییرجنسیت داده است، وگرنه تغییرجنسیت وعمل جراحی درمورد دوجنسی ها وخنثی ها یک چیزمرسومی بوده وچیزجدیدی به حساب نمی آمد.
اولین تغییرجنسیت درانگلستان درسال1942 میلادی اتفاق افتاد که براثرعمل جراحی دختری به پسرتبدیل شد.وعمل جراحی تغییرجنسیت درآمریکادرسال1952 م.اتفاق افتاد.همین طورعمل جراحی تغییرجنسیت دریکی ازکشورهای عربی یعنی مصردرسال 1982م.اتفاق افتادکه فردی به نامسیدعبدالله تغییرجنسیت دادونام«سالی» رابرای خودش انتخاب کردکه خودش یک پرونده بسیارقطوری بود وسرو صدای زیادی را در کشور مصر ایجاد کرد.درابتدا مفتی های اهل سنت مصروهمین طوردانشگاه الازهر بااین مساله مخالف بودند،پزشک راکه عمل جراحی انجام داده بود،مجازات کردند ولی درنهایت این وضعیت را پذیرفتند وبرای این شخص مجوزدادند که شناسنامه خودش را عوض کند.
5-دیدگاه امام خمینی ره درباره تغییرجنسیت:
دراینجا لازم هست که دیدگاه امام راحل قدس سره رادرارتباط با تغییرجنسیت بیان کنم. اطلاع دارید که امام راحل درسال1343به ترکیه تبعید شدودرشهری به نام بورسا ساکن گشت،که خودحضرت امام درمقدمه تحریرالوسیله در جلد اول این مسائل رامطرح می کند که من درشهربورسا ساکن هستم واین کتاب راشروع به تالیف کردم .درانتهای جلد دوم یکسری مسائل جدیدی ازجمله تغییرجنسیت،تلقیح مصنوعی،پیوند اعضاء،مسائل بانکداری ومسائلی ازاین قبیل رامطرح می کند.امام درتحریرالوسیله اولین مساله ای راکه مطرح می کند همین بحث جوازیاعدم جوازاست. امام می فرماید:ظاهرآن است که تغییرجنسیت مرد به زن وتغییرجنسیت زن به مرد حرام نیست.وهمین طورمی فرمایند تغییرجنسیت خنثی به یکی ازدوجنس مذکریامونث حرام نیست.درواقع فتوای امام ونظرامام دوشاخه دارد.ازیک جهت درمورد افرادسالم سخن می گوید یعنی افرادی که ازنظرظاهرسالم هستندوتغییرجنسیت می دهند که امام می فرماید تغییرجنسیت حرام نیست وازجهت دیگردرمورد خنثی هاودوجنسی ها صحبت می کندو تغییرجنسیت درمورد آنها راجایزمی داند.
گاهی اوقات درمورد دیدگاه امام با بعضی ازدوستان صحبت می کنیم این عده اظهارمی کنند که نظرامام درمورد دوجنسی ها خنثی ها است،درحالی که امام این دوگروه راتفکیک کرده است ومساله جواز رادرموردهردوگروه بیان کرده است: « الظاهرعدم حرمة تغییرجنس الرجل بالمراة بالعمل وبالعکس،وکذالایحرم العمل فی الخنثی لیصیرملحقا باحدالجنسین........».
درهرحال امام باصراحت تغییرجنسیت هم درموردخنثی ها مطرح می کند که تقریباً متفق الیه فقها است وهم در موردافرادسالم صحبت می کند که اگراینها بخواهند تغییرجنسیت بدهند فی حدنفسه جایزاست ومشکلی ندارد.
این فتواونظر امام درسال1343ش. درتحریرالوسیله نوشته شد وامام چهارسال بعد؛یعنی درسال 1347ش. تحریرالوسیله رادرنجف اشرف به چاپ رساندند. ازسال1343ش.تاسال1364ش. ماهیچ نظری ازفقهاومجتهدین درباره تغییرجنسیت نداریم، درحالی که حدود21سال ازفتوای امام می گذشت. درواقع امام اولین فقیه ودانشمند شیعه هست که بحث جوازتغییرجنسیت رامطرح کرده است.البته امام راحل قدس سره مسائل دیگرتغییرجنسیت رانیز مطرح فرموده اند، مانند:ازدواج،ولایت،ارث،مهریه،عناوین خانوادگی ومسائلی ازاین قبیل.
ازسال 1343تاسال1364ماهیچ فتوایااثری ازفقهادراختیارنداریم،تااین که درسال1364بعدازانقلاب شخصی به نام فریدون باتلاش فراوان به محضرامام می رسد وبیماری خویش رابرای امام بیان می کند.ایشان ازنظرظاهر سالم بوده است، ولی ازنظرروان،خودش رازن می دانسته است.
یک بیماری وجوددارد که «ترانس سکسوال» (transsexual )می گویند،ووقتی باآنها بحث وگفت وگومی کنیم که مشکلت چیست؟ می گویند ماTS هستیم ؛یعنی مردهایی که ازنظرروانی خودشان رازن می دانند وباهیچ راهی هم درمان نمی شود، ویازن هایی که خودشان رامرد می دانند. من باعدهای ازروان پزشکان وپزشکان دراین ارتباط گفت وگو داشته ام.یکی از پزشکان روان شناس که دراین زمینه زیاد تحقیق کرده به من می گفت: من هم درایران وهم درانگلستان با این بیماران سرو کارداشته ام. بعضی ازاین بیماران به هیچ وجه معالجه نمی شوند؛ یعنی یا هورمون مردانه به آن ها می دهیم یا روان درمانی می کنیم، یا راه هایی که بلد هستیم ، به هیچ وجه پاسخ مثبت نمی دهند وهمچنان معتقدند که خلقت آن ها اشتباه شده است.
بعضی از آن ها می گویند:مازنی هستیم درپیکرمرد اسیر، یا آن زنی که خودش رامرد می داند می گوید: من مردی هستم درپیکرزن اسیر، ودرپی آن است که تغییرجنسیت داده وخودش را ازاین اختلال هویت جنسی نجات دهد.
درهرحال فریدون که درواقع یکی ازاین TSها بود ودچاراختلال هویت جنسی بودبه محضرامام شرفیاب می شود و امام بعدازشنیدن شرح حال او فتوایی را برای اوصادر می کند. امام دراین فتوا می فرماید: «تغییرجنسیت با تجویزطبیب مورداعتماد اشکال شرعی ندارد. انشاالله درامان باشید وکسانی که ذکرکردید امیداست مراعات حال شمارا بکنند» به دنبال آن فتوا، فریدون تغییرجنسیت داده وزن می شود ونام مریم رابرای خودش انتخاب می کند.
من که با ایشان تماس داشتم می گفت : من این فتوا رادراختیار دارم. من به تهران رفتم واین فتوا را ازایشان گرفتم،
یعنی فتوای ویژه ای که امام راحل برای ایشان صادرکرده بود وجالب این که مرکز نشر آثارحضرت امام این فتوا را دراختیارنداشت. یک نسخه ازاین فتوا رابه این مرکزدادم وآن ها هم ازوجودچنین فتوایی خیلی استقبال کردند.
بعدازتغییرجنسیت فریدون، تغییرجنسیت درایران روبه فزونی گذاشت. یعنی ازآن تاریخ تا الان چیزی حدودپانصد تغییرجنسیت درایران انجام شده است. البته این آمارفقط وفقط درمورد همین بیماران اختلال هویت جنسی هست. تغییرجنسیت هایی که درمورد خنثی ها یادوجنسی ها انجام می شود فعلادرمورد آنها بحثی نداریم. چه این که تغییرجنسیت درمورد دوجنسی ها ازدوقرن پیش وجود داشته والان هم کم وبیش این نوع تغییرجنسیت هاوجوددارد.
6-روند حقوقی تغییرجنسیت درایران:
بعدازسال1364ش.وبا توجه به فتوایی که امام راحل قدس سره دراین زمینه مطرح کردند، درواقع روند حقوقی این مساله درایران تسهیل شد؛ یعنی اگر تا آن موقع، هیچ مجوزشرعی وقانونی برای این مساله وجود نداشت، بعد از مساله تحریرالوسیله ومخصوصا این فتوای اخیری که امام دراین زمینه ارائه فرمودند روند قانونی این مساله آسان شد. افرادی که ادعا می کردند ما بیمارهستیم ودچاراختلال هویت جنسی هستیم، به دادگستری تهران ارجاع داده می شوند. دادگستری تهران هم آن ها را به پزشکی قانونی می دهد وپزشکی قانونی می دهد وپزشکی قانونی با پزشکان گوناگونی که دراختیاردارد شخص بیمار رامعاینه می کنند. تست هایی وآزمایش هایی دارند که این کار می شود. اگرثابت شد که ایشان TS ودچاراختلال هویت جنسی است مجوزی به او می دهند که بتواند به پزشک جراح مراجعه کرده وتغییرجنسیت دهد.
7-دلیل قائلین به حرمت تغییرجنسیت:
مهم ترین پرسشی که در زمینه تغییرجنسیت مطرح است این که آیا این کارجایزهست یا نه؟ این پرسش را همه افراداز ادیان مختلف مطرح می کنند؛ حال چه مسلمان باشد، چه مسیحی ، وچه یهودی . این پرسش همه جا مطرح است. من فقط توانسته ام اظهارنظر فقهای شیعه ویک فقیه از اهل سنت به نام شیخ یوسف قرضاوی ودوسه نفراز حقوقدانان اهل سنت را پیدا کنم وهمین طور دیدگاه کلیسای مسیحی دراین ارتباط را به دست آورده ام. به طورکل فقهای اهل سنت وحقوقدانان اهل سنت قائل به حرمت تغییرجنسیت هستند. یعنی ما هیچ کسی از اهل سنت سراغ نداریم که قائل به جوازتغییرجنسیت باشد. وهمین طورکلیسای مسیحی معتقد است که این کار حرام است.
جالب این است که دلیلی که فقهای اهل سنت وحقوقدانان اهل سنت وکلیسای مسیحی مطرح می کنند یکسان هست. آن ها می گویند: این کار تغییر درخلقت خداست وبنا براین جایز نیست.
البته اهل سنت به یک آیه ازقرآن کریم هم استناد می کنند وآن آیه119 سوره نساء است. دراین آیه شریفه آمده است:فلیغیرن خلق الله.آیه شریفه اشاره دارد به این که شیطان به بعضی ها دستور می دهد که بیایند تغییردرخلق خدا ایجاد کنند. اینکه منظور فلبغیرن خلق الله چیست، لازم است که ما به خود این آیه وآیات قبل وبعد نیزوشان نزولی که دراین ارتباط وجودداردمراجعه کنیم همین طور دیدگاه هایی که مفسرین شیعه یا اهل سنت دراین زمینه مطرح کرده اند، مورد توجه قراردهیم. باتوجه به خوداین آیه شریفه وشان نزولی که بسیاری از مفسرین مطرح کرده اند این آیه شریفه به یک عمل جاهلی ناظرهست، وآن این که درزمان جاهلیت هرگاه شتر یاهرحیوان دیگرچند بار، مثلا پنج بار، بچه به دنیا می آورد، گوش اورا می بریدند که همین آیه شریفه می فرماید:فلیبتکن اذان الانعام آن ها گوش حیوان را می بریدند. دربعضی ازتفاسیر آمده که گاهی اوقات چشم آن حیوان را درمی آوردند، یاعلامت های عجیب وغریبی روی حیوان ایجاد می کردند ومی گفتند: این حیوان درراه بت ما وبرای بت وقف است وهیچ کس حق نداشت ازآن به بعد، سوارآن مرکب شود ویا آنکه ازگوشت شتراستفاده کند. آیه شریفه می گوید: این کارشما تغییردرخلق خدا است. خدا این گونه حیوانات را خلق کرده است برای استفاده از گوشت یا برای سواری ویابرای منافع دیگری که دراین حیوانات وجوددارد خلق کرده است. چرا ختق خدارا تغییرمی دهید؟
جالب آن که برخی ائمه بزرگواردر این ارتباط، تفسیری خاص ارائه داده اند. فرمودند: فلیغرن خلق الله؛ یعنی دین الله، دربعضی ازروایات آمده است امرالله،یعنی تغییرخلق خدا این است که کسی دین خدا را یا امرخداراتغییردهد، به عبارت دیگر،اگرکسی تشریع کرده و دردین خدا بدعت گذاری کند، این عمل مصداق بارزتغییرخلق خدا است. بنابراین، اساساً این آیه شریفه ناظر به بحث ما نیست ونمی توانیم حرمت تغییرجنسیت را ازاین آیه شریفه استفاده کنیم. حدود ده تن از فقهای شیعه مانند: امام راحل، مقام معظم رهبری، آیت الله سیستانی معتقدند که تغییرجنسیت جایزاست. آنان به این آیه هم توجه داشته اند، واین که آیه ناظربه این بحث نیست، وگرنه می گفتند باتوجه به این آیه شریفه، تغییرجنسیت حرام است.
بنا براین آیه شریفه اولا ناظربه بحث تغییرجنسیت نیست وثانیا اگربنا باشد تغییرخلق خدا حرام باشدلازم می آیدکه همه کارهای روزمره ما حرام باشد.یعنی حتی ما یک درخت رانمی توانیم بریده وآن راتبدیل به میزکنیم،ما نمی توانیم درکوه ها،دریاها،درزمین تصرف کنیم؛چون همه این ها مصداق تغییراست.اگرتغییر حرام است،لازم می آید همه اینها حرام باشد که کسی به این معتقد نیست. مضافاًبه این که برفرض ما اثبات کنیم که به واسطه این آیه شریفه یا ادله دیگر،تغییرجنسیت حرام است، بسیاری از کسانی که به دنبال تغییرجنسیت هستند درواقع بیمارهستند، ودچاراختلال هویت جنسی هستند وشدیداً ازآن رنج می برند ودرواقع تغییرجنسیت نوعی درمان برای آنان که گرفتار این بیماری هستند می گویند:مابین زمین وآسمان قرارگرفته ایم نمی دانیم چه هستیم؟ یکی ازآنان به من می گفت: وقتی می خواهم به حرم امام رضا(ع) برای زیارت مشرف شوم ،نمی دانم آیا به قسمت مردانه یا زنانه بروم؟ جسم من می گوید:تومردی اماروح وروان وتمام ماهیت و وجودمن می گوید:توزن هستی. من گرفتاراین اختلاف هویت هستم .یکی ازآنان که متدین بود گفت: اگرخودکشی دراسلام حرام نبود، من تا به حال خودکشی کرده بودم ویکی ازپزشکان به من می گوید: تابه حال سه نفرازاینها خودکشی کرده اند وخودکشی آنها هم به نحو بریدن آلت تناسلی هست !!! یعنی ازبس ازجنسیت خودشان متنفر هستندکه خودکشی شان هم به این سبک است،که البته پزشک می گفت که دونفرشان مردند ما توانستیم یکی از آنها را نجات دهیم.
اگربرفرض ما قائل به حرمت تغییرجنسیت باشیم، با توجه به این اختلال شدیدی که این بیماران گرفتارش هستند،می توانیم بگوئیم :درموقع اضطرار، تغییرجنسیت اگردرمان باشد، برای آنن جایز است.
یک نکته ای که به نظرمن خیلی مهم است وبایستی به آن توجه کنیم این است که اساساً اگرما به طور مطلق بخواهیم درباره تغییرجنسیت بحث وگفت وگو بکنیم وبگوییم که آیا تغییرجنسیت جایز هست یا جایزنیست،این گونه بحث وبررسی خیلی کلی گویی است. اگرما می خواهیم دراین رابطه بحث کنیم، بایددقیقاً انواع تغییرجنسیت را بشناسیم وجوازیا عدم جواز را درمورد هرکدام از آنها ،به تنهایی مورد بررسی قراردهیم. گاهی اوقات یک فقیه تغییرجنسیت را حرام اعلام می کند دراین حالت، ایشان درمورد مصداق روشن تغییرجنسیت است،یعنی اگر مردی بخواهد زن بشود ویا زنی بخواهد مرد شود؛ اما اگر تغییرجنسیت درمورد دوجنسی ها یا « خنثیای مشکل » میشود همین فقیه می گوید:تغییرجنسیت درخنثای مشکل واجب است. برای مثال ، مرحوم آیت الله میرزا جوادتبریزی در مورد تغییرجنسیت می فرماید: «تغییرجنسیت حرام است، چون تغییردر خلق خداست » اما همین فقیه بزرگوار، درمورد تفسیر جنسیت خنثای مشکل (دوجنسی کامل) که مرد بودن یا زن بودن وی روشن نیست می فرماید: تغییرجنسیت برای خنثای مشکل اگر امکان و قدرت مالی و نیز توان جسمی را دارد واجب است.
بنابراین برای تبیین هرچه بیشتر این مساله ما بایستی یک تفکیک روشنی در این ارتباط داشته باشیم ودرواقع، انواع تغییرجنسیت را بشناسیم.
به طورکلی تغییرجنسیت حداقل پنچ یا شش نوع می باشد.یک تغییرجنسیت درمورد افراد سالم است؛ یعنی افرادی که سالم هستند نه از نظرجسمی مشکلی دارند ونه ازنظر روحی . این عده اگر بخواهند تغییرجنسیت بدهند که مواردش نادراست ،پزشکان می گویند: ما اساساً آنان را تغییرجنسیت نمی دهیم .آنان ممکن است . مثلاً به قصد فرار ازسربازی یا بعضی مسائل موهوم یا افکارپریشانی که برایشان پیش می آید، خواهان تغییرجنسیت باشند ، که نادر است.
نوع دوم تغییرجنسیت درمورد خنثی ها یا دوجنسی ها است؛ یعنی افرادی که علائم هر دوجنس را دارا هستند که همان طور که عرض کردم این نوع تغییرجنسیت ازقدیم الایام؛ یعنی از زمانی که جراحی وجود داشته این نوع تغییرجنسیت ها وجود داشته است.
نوع دیگر تغییرجنسیت در مورد افراد ممسوح است؛ یعنی کسانی که هیچ کدام از علائم جنسیت مردانه یا زنانه را ندارد و نوعاً تغییرجنسیت آنان به تبدیل شدن به زن هست؛ یعنی اگر تغییرجنسیتی درمورد آن ها صورت بگیرد، به زن تبدیل می شوند.
نوع دیگر تغییرجنسیت درمورد همین افراد ترانس سکسوال یا TS ها است که گفت وگو درمورد آنان محوریت بحث را دارد وجنجال های فراوانی را دردنیا به وجود آورده است، چه درکشورهای اسلامی وچه درکشورهای غیر اسلامی. این افراد را ازنظرظاهر که می بینید سالم هستند، ولی ازنظر روانی خودشان را متعلق به جنس مخالف میدانند. این که عرض کردم پانصد نفر درایران تغییرجنسیت داده اند، درمورد همین افراد TS ها است.
نوع دیگر تغییرجنسیت، به منظورکشف جنسیت هست ، که امام راحل قدس سره این نوع را در تحریرالوسیله مورد بحث قرار داده اند؛ یعنی گاهی اوقات جنسیت واقعی شخص نهفته است که علی الظاهر زن است، اما جنسیت واقعی شخص ، مردانه است ودرواقع، علامت جنس مذکر، درون حفره شکمی مخفی شده است که تغییرجنسیت آنان به منظور تعیین جنسیت یا آشکارشدن جنسیت است. این نوع تغییرجنسیت یا آشکارشدن جنسیت است . این نوع تغییرجنسیت که مواردش هم کم نیست، اتفاق افتاده است، هم درقم وهم درتهران، که افرادی تغییرجنسیت داده اند ودر واقع، جنسیت نهفته آن ها آشکار شده است، یکی دیگراز انواع تغییرجنسیت، تغییرجنسیت در حیوانات است. هم چنین دربرخی جراید، تغییرجنسیت در گیاهان شنیده شده است. بنابراین ، اگر بخواهیم درمورد جواز یا عدم جواز تغییرجنسیت بحث وبررسی کنیم، دقیقاً بایستی مواردش را ازهمدیگر تفکیک کنیم وانواع تغییرجنسیت را بشناسیم و آن گاه این بحث به صورت تفصیلی مورد بررسی قراربگیرد.
9-دلیل فقیهان شیعه در جواز تغییرجنسیت:
فقهای شیعه چه دلیلی برای جوازتغییرجنسیت دارند؟ این پرسشی است که بارها مطرح شده است. ده تن ازفقیهان شیعه قائل به جوازهستند. دلیل این بزرگواران دراین ارتباط چیست؟ امام درتحریرالوسیله فقط مساله را مطرح فرموده است، ولی برخی ازفقهای معاصر درمقالات فقهی خودش این مساله را توضیح داده اند. آن ها می فرمایند: ما دراین ارتباط دلیلی برای حرمت نداریم. پس دلیل برجوازبه خاطر این که دلیلی برای حرمت وجود ندارد واصل اباحه واصل جوازهم می گوید:این کار جایز است.
البته فقها درذیل کلام امام راحل قدس سره توضیح داده اند که جواز تغییرجنسیت با دو شرط است. شرط اول این است که تغییرجنسیت بایستی واقعی و کامل باشد. اگرصرفاً برخی از علائم جنس مقابل ظاهر شود، این تغییرجنسیت نیست.باید دقیقاً یک شخص به جنسیت مقابلش تبدیل شود وثانیاً این که تغییرجنسیت اگر درافراد سالم بخواهد صورت بگیرد، نبایستی همراه با ملازمات حرام مثل لمس ونظر باشد.
نتیجه ای که فقهای ما ازاین بحث می گیرند این است که تغییرجنسیت درافراد سالم به خاطر وجود ملازمات حرام، حرام است،یعنی چون لمس حرام است واینطور مسائل پیش می آید، اما اگرملازمات حرام نباشد تغییرجنسیت فی حد نفسه حرام نیست. این مساله را فقهای ما بارها مطرح کرده اند که تغییرجنسیت فی حد نفسه بدون ملاحظه ملازمات حرام نیست. برای مثال اگر کسی هورمون بخورد ومثلاً ازطریق تزریق هورمون جنسیتش عوض شود کار حرامی مرتکب نشده است.
10-پاسخ چند پرسش:
سئوال اول: اگربرادری تغییرجنسیت بدهد چه خواهد شد؟ نیزاگرعمو یا دایی یا پدرومادر تغییرجنسیت دهد، ازنظر عناوین خانوادگی ، چه وضعیتی پیش می آید. برادربا تغییرجنسیت به خواهر تبدیل می شود وهمین طور بالعکس،
خواهربا تغییرجنسیت به برادرتبدیل می شود. همین طورعمو با تغییرجنسیت به عمه تبدیل می شود وبالعکس دایی با تغییرجنسیت به خاله تبدیل می شود وبالعکس.
ولی پرسش اساسی این است که آیا پدربا تغییرجنسیت وتبدیل شدن به زن، به عنوان مادرشناخته می شود یا نه؟ چون آثارفقهی فراوانی دراین ارتباط مطرح است . وهمین طور چنان چه مادری تغییرجنسیت بدهد ومرد شود آیا از نظر فقهی به عنوان پدرشناخته می شود یا نه؟
تقریباً تمام فقها دراین ارتباط فرموده اند: خیر، پدربا تغییرجنسیت مادرنمی شود وهمین طورمادر با تغییرجنسیت پدر نمی شود. درواقع آن عناوین خانوادگی که درمورد خواهروبرادر، عمووعمه، دایی وخاله وجود دارد، که هرکسی به قرینه خودش تبدیل می شود، درمورد پدرومادر صدق نمی کند که دلیل هایش در مقالات فقهی فقیهان مطرح است.
سئوال دوم: دربحث تغییرجنسیت مباحث ژنتیکی چه می شود؟
کلاً تغییرجنسیت براساس جراحی آلت تناسلی است وتوجهی به مباحث ژنتیکی نمی شود. درمورد جنسیت ،واین که ملاک مرد بودن وزن بودن چیست، پزشکان نظرات مختلفی دارند. بعضی ها بحث ژنتیک را مطرح می کنند ، عده ای بحث کروموزوم را مطرح می کنند، عده ای بحث هورمون های زنانه را مطرح می کنند وعده ای هم مبنا را علائم جنسیت مردانه یا زنانه بیان می کنند. تقریباً نود درصد پزشکان این نظر را دارند.وهمین نوددرصد با دیدگاه فقهای ما یکسان هست. یعنی فقهای ما ونوددرصد ازپزشکان وصاحب نظران معتقدند که ملاک مرد بودن یا زن بودن به علائم جنسیت مردانه یا زنانه است. بنا براین بحث ژنتیک و کروموزوم و هورمون ها می تواند به عنوان مباحث مکمل مطرح شود، اما مدخلیت تام ندارد.
سئوال سوم: منابع فقهی بحث تغییرجنسیت را نام ببرید؟
همان طور که عرض کردم فقهای ما در زمینه مباحثی مطرح کردند. یکی خود تحریرالوسیله هست که امام راحل ده تا مساله در این زمینه مطرح کرده است که به نظر من هرکدام از این مسائل شایستگی این را دارد که یک رساله درباره آن نوشته شود. دوم کتابی به نام مستند تحریرالوسیله از آیت الله احمد مطهری ، سوم مقاله ای هست از آیت الله خرازی تحت عنوان تغییرالجنس ، چهارم مقاله ای از آیت الله محمد مومن که در مجله فقه اهل بیت(ع) چه عربی وچه فارسی چاپ شده است. پنجم : شهید آیت اله محمد صدرکتابی دارد به عنوان ماوراء الفقه که ده جلد است که در جلد ششم آن یک مقاله بلندی تحت عنوان تغییرالجنس مطرح کرده است. ششم: آیت الله علی مشکینی در کتاب مصطلاحات الفقه و ،هفتم: آیت الله محمد آصف محسنی درکتاب الفقه ومسائل الطبیه. این ها مهم ترین منابع فقهی است که در این ارتباط وجود دارد.
سئوال چهارم: محاسن وریش وسبیل پس از تغییرجنسیت، آیا ازبین می رود؟
کلاً همه این ها بعد از تغییرجنسیت ازبین می رود، یعنی اگر مردی تغییرجنسیت بدهد از آنجایی که آلت تناسلی مردانه حذف وهورمون های مردانه هم دربدن تزریق نمی شود ومکمل آن هورمون های زنانه تزریق می شود ، محاسن او ازبین می رود. نهایت ممکن است کمی از آن باقی بماند که به وسیله اشعه ازبین می رود. لذا افرادی که تغییرجنسیت داده اند علائم ظاهری جنس سابق ازبین می رود وعلائم ظاهری جنس جدید در وی ظاهر می شود. همین طور بالعکس دخترانی که تغییرجنسیت می دهند و مرد می شوند ریش وسبیل در می آورند.
سئوال پنجم: آیا درایران اولین تغییرجنسیت چه زمانی انجام شده است؟
براساس اسنادی که ما داریم، اولین تغییرجنسیت درایران درسال 1930میلادی، تقریباً 77سال قبل اتفاق افتاده و طبق اسناد ومدارک در خارج از ایران درسال1942میلادی درحول وحوش جنگ جهانی دوم اتفاق افتاده است.
سئوال ششم: که آیا تغییرجنسیت طبعات روانی ندارد؟ طبعات این تغییرجنسیت چیست؟
بله، آثارو طبعات روانی فراوانی دارد. مهم ترین آن این است که بعد از تغییرجنسیت ، افراد آنها را به رسمیت نمی شناسند ، یا به گونه ای ممکن است همسایه ها یا اقوام وبستگان با رفتار نامناسب با آن ها برخورد کنند.بنابر این ،مهم ترین مشکل افراد تغییرجنسیت داده، عدم پذیرش اجتماعی است،وگرنه از این که تغییرجنسیت داده اند به شدت راضی هستند. آن مقداری که من با آنان گفتگو ومصاحبه داشته ام همه آنها از تغییرجنسیت راضی هستند.
سئوال هفتم: هر گاه برادرتغییرجنسیت دهد، به خواهر تبدیل می شود ونیز دایی به خاله وبرعکس تبدیل می شود. هم چنین عموبه عمه وبرعکس تبدیل می شود. چرا پدرپس ازتغییرجنسیت به مادر تبدیل نمی شود؟ نیز چرا مادر پس از تغییرجنسیت به عنوان پدر شناخته نمی شود؟
پاسخ این پرسش رابرخی فقها مثل آیت الله خرازی ، آیت الله مومن ودیگران مطرح کرده اند که خلاصه آن این است که پدر کسی است که بچه ازنطفه اوبه وجود آمده است ومادر کسی است که ازتخمک او بچه به وجود آمده است . اگراین مبنا وملاک مد نظرباشد، پس ازتغییرجنسیت این مبنا وملاک همچنان وجود دارد؛ یعنی پدری که تغییرجنسیت می دهد مادر نمی شود، چون به هرحال این بچه از نطفه او یا اسپرم او به وجود آمده است، وبچه او عرفاً می تواند بگوید که این شخص پدرمن است که فعلاً زن شده است یا اینکه بگوید این مادرمن هست که فعلاً مرد شده است.
سئوال هشتم: آِا تغییرجنسیت به خاطر بیماری است ، یا صرفاً به خاطر علاقه ها یا انگیزه های موهوم وخیالی است؟
پزشکان می گویند: ما احراز می کنیم که شخص بیمار حتماًTS یا ترانس سکسوال باشد، بعداً آن ها را تغییرجنسیت می دهیم ،وگرنه افرادی که سالم باشند ، تغییرجنسیت نمی دهیم وحتی پزشک به من می گفت که بعضی از آن ها به من مراجعه کردند وادعا کردند که ما بیماری را داریم. ما تست کردیم دیدیم که نه ، اینها این بیماری را ندارند وبنابراین درخواست تغییرجنسیت آنها رد شد. چهار گروه ازپزشکان درپزشکی قانونی این افراد را معاینه می کنند حالا ممکن است درتست شان وآزمایششان اشتباه کنند. این احتمال وجود دارد ولی پزشکان میگویند که ما افرادسالم را تغییرجنسیت نمی دهیم.
سئوال نهم: اگرفردی تغییرجنسیت بدهد، آیا امکان فرزنددارشدن هست یا نه؟
نه، با تغییرجنسیت ، فرد عقیم می شود مگرآن مواردی که پیوند رحم زده شود، یعنی مردی که تغییرجنسیت میدهد و زن می شود ، اگرپیوند رحم هم مکمل آن انجام شود، می تواند صاحب بچه شود که البته تعدادشان کم است؛ چون در اکثر موارد، درتغییرجنسیت مرد به زن ،پیوند رحم انجام نمی شود .
سئوال دهم: اگر کسی تغییرجنسیت بدهد آیا بحث ضمان یا مسئولیت مدنی وی تغییر می کند؟
نه ،این شخص مثلاً قبلاً بدهکار بوده حالا تغییرجنسیت داده است ،این که ازبین نمی رود ،یا فرضاً قبلاً جرمی را مرتکب شده است ، حالا تغییرجنسیت داده است ، به صرف تغییرجنسیت مسئولیت مدنی یا کیفری وی عوض نمیشود. والسلام 13/9/1386

--------------------------------------------
28/12/86
Gender identity disorder and transsexualism
 



Gender identity disorder is a strong, persistent cross-gender identification condition in which people believe they are victims of a biologic accident and are cruelly imprisoned in a body incompatible with their subjective gender identity. Those with the most extreme form of gender identity disorder are called transsexuals.

Core gender identity is a subjective sense of knowing to which gender one belongs, ie, the awareness that “I am a male” or “I am a female.” Gender identity is the inner sense of masculinity or femininity. Gender role is the objective, public expression of being male, female, or androgynous (blended). It is everything that one says and does to indicate to others or to oneself the degree to which one is male or female. For most people, gender identity and role are congruous. Those with gender identity disorder, however, experience some degree of incongruity between their anatomic sex and their gender identity. The incongruity experienced by transsexuals is usually complete, severe, disturbing, and long-standing. Labeling the condition as a “disorder” can add to the distress that frequently occurs, and the term should not be construed as being judgmental. Treatment is aimed at helping patients adapt rather than trying to dissuade them from their identity.

Etiology and Pathophysiology

Although biologic factors, such as genetic complement and the prenatal hormonal milieu, largely determine gender identity, the formation of a secure, unconflicted gender identity and gender role is influenced by social factors, such as the character of the parents' emotional bond and the relationship that each of them has with the child.

When sex labeling and rearing are confusing (eg, in cases of ambiguous genitals or genetic syndromes altering genital appearance, such as androgen insensitivity), children may become uncertain about their gender identity or role, although the level of importance of environmental factors remains controversial. However, when sex labeling and rearing are unambiguous, even the presence of ambiguous genitals often does not affect a child's gender identity. Transsexuals usually have had gender identity problems in early childhood. However, most children with gender identity conflicts do not develop into adults with transsexualism.

Childhood gender identity problems are usually present by age 2. For some people, however, gender identity disorder does not manifest until adulthood. Children experiencing difficulty with gender identity commonly prefer cross-dressing, insist that they are of the other sex, intensely and persistently desire to participate in the stereotypical games and activities of the other sex, and have negative feelings toward their genitals. For example, a young girl may insist she will grow a penis and become a boy; she may stand to urinate. A boy may sit to urinate and wish to be rid of his penis and testes. Most children with these disorders are not evaluated until they are age 6 to 9, at a point when the disorder is already chronic.

Diagnosis

Diagnosis in children requires the presence of both cross-gender identification (the desire to be or insistence that one is the other sex) and a sense of discomfort about one's sex or of substantial inappropriateness in one's gender role. Cross-gender identification must not be merely a desire for perceived cultural advantages of being the other sex. For example, a boy who says he wants to be a girl so that he will receive the same special treatment his younger sister receives is not likely to have gender identity disorder. Gender role behaviors fall on a continuum of traditional masculinity or femininity, with a growing cultural recognition of the presence of people who do not fit into the traditional male-female dichotomy. Western cultures are more tolerant of tomboyish behaviors in young girls (generally not considered a gender identity disorder) than effeminate or “sissy” behaviors in boys. Many boys role-play as girls or mothers, including trying on their sister's or mother's clothes. Usually, this behavior is part of normative development. Only in extreme cases does this behavior and an associated expressed wish to be the other sex persist. Most boys with gender identity disorder of childhood do not have the disorder as adults, but many are homosexual or bisexual.

Assessment of adults focuses on determining whether there is significant distress or obvious impairment in social, occupational, or other important areas of functioning. Cross-gender behavior, such as cross-dressing, may not require any treatment if it occurs without concurrent psychologic distress or functional impairment or if a person has a physical intersex condition (eg, congenital adrenal hyperplasia, ambiguous genitals, androgen insensitivity syndrome).

Rarely, transsexualism is associated with genital ambiguity or genetic abnormality (eg, Turner's syndrome, Klinefelter's syndrome). Most transsexuals who request treatment are natal males who claim a feminine gender identity and regard their genitals and masculine features with repugnance. Their primary objective in seeking help is not to obtain psychologic treatment but to obtain hormones and genital surgery that will make their physical appearance approximate their gender identity. The combination of psychotherapy, hormonal reassignment, and sex reassignment surgery is often curative.

Male-to-female transsexualism often first manifests in early childhood with participation in girls' games, fantasies of being female, avoidance of rough-and-tumble play and competitive games, and distress at the physical changes of puberty, often followed by a request during adolescence for feminizing somatic treatments. Many transsexuals adopt a convincing public feminine gender role. Some are satisfied with mastering a more feminine appearance and obtaining an identity card in the female role (eg, driver's license) that helps allow them to work and live in society as women. Others experience problems, which may include depression and suicidal behavior. The likelihood of a more stable adjustment may be increased by taking moderate doses of a feminizing hormone (eg, ethinyl estradiol 0.1 mg once/day) and with electrolysis and other feminizing treatments. Many transsexuals request sex reassignment surgery. The decision for surgery often raises important social problems for the patient. In follow-up studies, genital surgery has helped selected transsexuals live happier and more productive lives and so is justified in highly motivated, properly assessed and treated transsexuals who have completed a 1- to 2-yr real-life experience in the opposite gender role. Before surgery, patients often need assistance with “passing” in public, including gestures and voice modulation. Participation in gender support groups, available in most large cities, is usually helpful.

Female-to-male transsexualism is increasingly seen in medical and psychiatric practice as treatments improve. Patients ask for mastectomy early, then hysterectomy and oophorectomy. Androgenic hormones (eg, IM testosterone) are given to permanently alter the voice, induce a more masculine muscle and fat distribution, and enable growth of facial and body hair. Patients may opt for an artificial phallus (neophallus) to be fashioned from skin transplanted from the inner forearm (phalloplasty) or for a micropenis to be created from fat tissue removed from the testosterone.
Drug Information
-hypertrophied clitoris (metoidioplasty). Surgery may help certain patients achieve greater adaptation and life satisfaction. As with male-to-female transsexuals, such patients should meet the criteria established by the Harry Benjamin International Gender Dysphoria Association and have lived in the male gender role for at least 1 yr. Anatomic results of neophallus surgical procedures are often less satisfactory than neovaginal procedures for male-to-female transsexuals. Complications are common, especially in procedures that involve extending the urethra into the neophallus.



--------------------------------------------

1  ,  2

 

 کليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به

 انجمن حمايت از بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي ايران مي باشد.